X
تبلیغات
رایتل
24 مرداد 1394 @ 04:19 ق.ظ

No.3

     

      " سلام...."


     مورد سوم تقریبا اینطوری شرح داده شده که نشانه روی بخش کوچکی از تیراندازی هست و یکی مثل "ایم دانگ هیون" که مدت های مدیدی در تیم کره مدال های مختلفی به دست اورد (البته مدال انفرادی المپیک را نتوانست به دست بیاورد.... و فقط دستش دو دفعه به مدال طلای تیمی المپیک رسید و متاسفانه فعلا هم عضو تیم ملی نیست) دچار یک جور نزدیک بینی حاد هست و نمی تواند درست دور را ببیند (اگر یادتان باشه چنادین سال پیش که تازه وبلاگ داشت پا می گرفت, یک مقاله در مورد شیوه نشانه گرفتن ایم دانگ از وردارچری ترجمه کردم) ولی الان رکورددار ماده المپیک راند هست و هنوز کسی نتوانسته رکوردش را بزند.... پس اگر مشکل "دید" دارید, اصلا جای نگرانی نیست و همه چیز حل می شو د و غیر ممکن وجود ندارد.... بله می شه دید را اصلاح کرد. چشم غالب را از راست به چپ و یا از چپ به راست با یکسری تمرینات تغییر داد. شاید اصلا خیلی هم خوب باشد که نشه دید کامل داشت و نشانه گیری کرد.


     یادم هست که وقتی نویسنده مقاله ورد ارچری از ایم دانگ پرسید که چطوری نشانه گیری می کند ان هم در هفتاد متر؟ ایم دانگ بهش گفت که روبروی سیبل می ایسته و یکسری رنگ های مبهم را می بینه (یادتان باشه که داشتن هر وسیله ای که دارای لنز باشد (عینک .... عینک افتابی .... یا روی کمان ریکرو ممنوع هست (البته قصه کامپوند چیز دیگه ای هست .... ولی در نهایت تیرانداز نمی تواند از عینکی استفاده کند که دارای لنز هست چه افتابی و چه معمولی) در مسابقه تیراندازی ممنوع هست در نتیجه ایم دانگ نمی تونه عینک ته استکانی و لنز دارش را بزند....) بعد سایت کمان را روی همان قرار می دهد و ریلیز. علی رغم اینکه بارها به ایم دانگ پیشنهاد کردند که چشمتو عمل کن .... این کار را نکرد حالا نمی دونم الان اینکار را کرده یا نه؟ چرا این کار را نکرد؟ چون اینطوری راحت بود؟ خوب اگر می توانست ببینه چه اتفاقی می افتاد ؟ یعنی نمی توانست همان رکوردهای خوب را بزند؟


    مثال زدن ایم دانگ خیلی دهان پرکن هست.... مخصوصا برای افرادی که دید خوبی ندارند و دچار نزدیک بینی هستند و یا حتی مجبورند عینک ته استکانی بزنند که البته موثر هست و می تواند باعث بشود که انها جذب تیراندازی بشوند اما مگه همه می توانند مثل ایم دانگ بشوند... (خدایی تکه) . یادتان باشه ایم دانگ در همان مقاله رمز موفقیتش را درواقع اشنایی کامل با پایه کار تیراندازی مطرح کرد .... و اشنایی با کسانی که توانستند تیراندازی را از پایه به او یاد بدهند....


         اما از این که بگذریم به مشکلی برای بیشتر تیراندازان می رسیم. حقیقت این هست که نشانه روی برای برخی تیراندازان به تدریج به بخش اصلی تیراندازی تبدیل می شود در حالی که تنها قسمتی از فرایند پرتاب تیر هست پس یعنی نباید خیلی بزرگ بشود .... در حالی که نا خواسته می شود .... یا کلیکر برای تیراندازان ریکرو و ریلیز برای کامپوندی ها و نشانه روی برای هر دو گروه. بیشتر یه جور وسواس هست که به بخشی از تیراندازی اینقدر اهمیت داده می شه و روی آن فیکس می شه که بقیه مراحل از بین می رود.  چطور می شود این مشکل را حل کرد؟


     رفتن به مسافت کمتر؟ برداشتن فیس؟ تمرکز بر روی مرحله ریلیز و فریز تیراندازی؟ چه راه حلی را پیشنهاد می کنید؟ منم که اینجا برای در و دیوار مطلب می نویسم....

21 مرداد 1394 @ 09:51 ب.ظ

No.2

       سلام


       بی مقدمه, بحث بعدی این مقاله در مورد ایمنی در رشته تیراندازی با کمان هست. خوب موضوع این هست که ظاهرا این مقاله سعی دارد به دیگران القا کند که تیراندازی انقدرها هم بد نیست و فعالیت در این رشته علاوه بر اینکه در حالت عادی اصلا مشکلی ندارد بلکه مفرح هم هست و شما می توانید بدون توجه به محدودیت های سنی ورزش های دیگه,‌ به آن اشتغال داشته باشید..... وگرنه ما خودمان می دانیم تیراندازی در صورت بی احتیاطی می تواند چقدر خطرناک باشد. در واقع نویسنده این بحث مطرح می کند که تیراندازی یه جاهایی از گلف خطر کمتری دارد....


       خوب معلومه ... هیچ کس در مسیر پرتاب تیر در مسابقات تیراندازی نمی ایستد! (چون یه جور دیوونگی هست) و همه پشت ورزشکاران قرار می گیرند و ان هم با فاصله مشخص و صد البته که پشت محل قرار گیری سیبل ها تا مسافتی خالی هست که اگر تیر از اطراف سیبل رد شد به کسی اصابت نکند ....ولی شاید در گلف چنین اتفاقی بیفتد... چون در گلف تماشاگران دور محل فرود توپ می ایستند. البته مسائل ایمنی هم انجا رعایت می شود.  بعد نویسنده اشاره می کند که بیشتر صدمات مربوط به تیراندازی در شکار اتفاق می افتد و نه در مسابقات تیراندازی .... ! مسلم هست که در مسابقه تعداد زیادی داور وجود دارد و البته DOS که زمان را کنترل می کند و هیچ تیراندازی حق ندارد در زمان تیراندازی برای خودش برود و تیرش را بیاورد... یا زمانی که تیراندازان دیگر برای اوردن تیر می روند, تیر پرتاب کند چون کار خطرناکی هست, و گذارش می افته به سرداور و هیئت ژوری...


        این مسائل ایمنی حتی در باشگاه ها هم  از طرف مربی به خوبی برای تیراندازان تازه کارتوضیح داده می شود و انها کاملا در مورد خطرات این رشته ورزشی توجیه می شوند .... پس دیگه کاملا مشخص شد که چرا مسابقات تیراندازی با کمان امن تر از گلف هست؟ وگرنه مطمئن باشید خطر تیراندازی با کمان بیشتر از گلفه.... شک نکنید.


      

19 مرداد 1394 @ 12:09 ب.ظ

No.1

        سلام عرض شد


        اولین بحثی که در مقاله "وردارچری " هست بحث پونداژ کمان بود.... خوب ایا برای تیراندازی خوب باید پونداژ کمانتان حتما 60 باشد؟ یا چی ؟ ببینید در مقاله نوشته شده که تازه کارها با کمان های تمرینی و پونداژ پایین کارشان را اغاز می کنند و بعد به سمت پونداژ بالاتر برای پرتاب تیر سریع تر و جمع تیر بهتر سوق داده می شوند. در حالی که طبق گفته نویسنده سال 1988 دنیس پارکر موفق شد برای تیم ایالات متحده مدال برنز المپیک را با کمان تنها 28 پوند به دست بیاورد.


      خوب این یک اصل مسلمه که شما باید قبل از بالا بردن پونداژ کمان باید بتوانید وزن کمان و بعد از ان مهمتر شتاب پس از ریلیز که در واقع همان مهمترین مرحله تیراندازی یعنی "فریز" می باشد را کنترل کنید. وگرنه بالابردن پونداژ اصلا بی فایده است. معلومه که شخصی که با پونداژ پایین می زند ولی کمان را کنترل می کند, بهتر از کسی تیراندازی می کند که پونداژ را بالابرده اما نمی تونه کمانش را کنترل کند.


      اما یه بحثی.... این درسته ولی اون چیزی که هست اینه که اگر وارد مسابقه ای بشوید که شرایط اب و هوا... افتابی و صاف نباشد و باد با شدت متغیر در حال وزش باشد انوقت اوضاع کمی بغرنج می شه. این را خودم هم تجربه کردم. در واقع در شرایطی که باد می زه .... خیلی اوقات ارزو کردم ای کاش پونداژ کمانم بالاتر بود..... اونوقت حداقل رو سیبل خودم را قرینه می گرفتم نه چهار تا سیبل اونورتر ..... :دی


    What's your IDEA???? :D

6 اردیبهشت 1393 @ 11:15 ب.ظ

با یا بی تجهیزات؟

 

            اتفاق امروز که برای سارا لوپز افتاد ممکنه برای هر کدوم از ماها بیفته. چک تجهیزات قبل از هر مسابقه ضروریه. این که چرا همچین اتفاقی براش افتاد و باعث شد اولی را دو دستی تقدیم کنه به حریفش از کره جنوبی، یه مسئله را جلوی ما می گذاره و آن اینه:    

 

                               

 

           ایا قدیمی ها اینقدر تجهیزات روی کمانشون داشتند؟ نه ... ایا ما بیش از حد به تجهیزات وابسته هستیم. چک تجهیزات جای خودش را داره ولی اگر مثل سارا لوپز پیپ سایت بچرخه یا مثلا یه تیرانداز ریکروی سایتش خراب بشه و بشکنه، باید مسابقه رو ببازه؟ داشتن دو تا کمان این مشکل را حل می کنه؟ مثلا سارا لوپز دفعه بعد با خودش دو تا کمان می بره تا همچین مسئله ای دوباره تکرار نشه؟ چرا ما تیراندازی سنتی رو بلد نیستیم؟ شاید وابستگی ما به تجهیزات باعث شده بدون این وسایل تیراندازی برامون غیر ممکن بشه و میس بزنیم. بحث سارا لوپز نیست خودمو می گم که اگه سایتم خراب بشه دیگه نمی تونم تیر بزنم چون بدون سایت یک حس بی اعتمادی کامل ما رو فرا می گیره.   

 

 

                  

 

Have you any idea about this...؟

25 آبان 1392 @ 02:29 ب.ظ

جمله اب طلایی ....


     سلام


    





     فکر کنم همه این اقای خاص را بشناسن.... کسانی که موافقش هستند که می میرن براش و مخالفانش هم که معلومه یا بهش باختن و یا ترکش طعنه هاش بهشون خورده و هر کاری می کنند تا از خجالتش در بیایند.... 


     از شخصیتش خوشم می اد ولی یه دفعه اون اوایل که تو چلسی بود (البته الان هم تو چلسی هست و الان تیمش چهارمه جدوله) کت گران قیمتش را دراورد و پرت کرد طرف تماشاچی ها.... تماشاچی های محترم هم کتش را قشنگ تیکه پاره کردند   .... انموقع خیلی خوشم نیامد ولی الان می گم کاشکی یه تیکه کتش دستم بود تا بعدها تو حراجی لندن با یه قیمت بالا می فروختم.... بله فکر می کنم در اینده کتش کلی قیمت داشته باشه مثلا اندازه یه تیکه کت ناپلئون بناپارت  


    حالا در هر صورت اقای خاص هر جا می ره و تو هر لیگی، حسابی از خجالت بقیه مربی ها در می اد.... فرقی هم ندارد انگلیس باشه یا ایتالیا یا اسپانیا.... بسته به کلاس تیم مقابل، تیکه هایی که می ندازه فرق می کنه ولی نتیجه یکیه .... اعصاب خردی مربی تیم مقابل و در نتیجه غیرتی شدن بازیکنان تیم مقابل و احساسی بازی کردن و در نتیجه تیم مورینیو معمولا می بره......... البته از لحاظ تاکتیکی مربی خوبیه و بازیکنان بزرگی هم زیر دستش کار می کنن ولی از این حربه هم استفاده می کنه ....


     اما دیشب شبکه ورزش داشت مستند این اقا رو پخش می کرد و وسط فیلم موری جون  یه چیز جالب گفت .... اون جمله اینه که : 


   « بعضی ها سخت کار می کنند ... ولی خوب کار نمی کنند» 


       تا مدت ها فکر می کردم سخت کار کردن می تونه به خوب کار کردن منجر بشه ولی ظاهرا یه اگر و اما هایی این وسط هست! چرا کسی که سخت کار می کنه، الزاما خوب کار نمی کنه؟ کسی می دونه؟


     مسابقات مرحله اول جام جهانی داخل سالن امروز و فردا در مراکش برگزار می شه که خانم قاسم پور در بخش کامپوند خانم ها با رکورد 284 در کوالی اول و 285 در کوالی دوم و مجموع 569 امتیاز، ششم شدند. در بخش حذفی در همان دور اول 6 بر 4 باختند و حذف شدند. در بخش کامپوند اقایان به کوری چشم اینایی که هویت دارند، برادن گلنتن اول شد... ریک وان در ون هلندی هم در بخش ریکرو اول شد. چیزی که جالبه اینه که رکوردهای ریک وان در ون با رکورد کامپوندی ها یعنی میک شلوزر که اونم هلندی هست یه جورهایی نزدیکه.... در بخش ریکرو خانم ها هم ناومی فولکار اول شد خخخخخ.... 

                  


     

( تعداد کل: 16 )
   1       2       3       4    >>