X
تبلیغات
رایتل
3 بهمن 1392 @ 11:50 ق.ظ

...........


    سلام 


     تارعنکبوت نبستم و قراره هفته دیگه بترکونم ..... 


     اما چند تا چی دیدم گفتم بگم به عنوان متفرقه داشته باشید.... 


      اقایون این چه وضعیه ؟ البته اقایان شهر تهران که از مترو استفاده می کنند.... شما خجالت نمی کشید می روید واگن خانم ها ؟؟؟؟ بعد حالا اون هیچی .... خجالت نمی کشید یه پیرزن بیچاره وایساده جای مادرتونه .... انوقت شما ردیف می روید می نشینید؟؟؟؟ حیف که پیاده شدم ... وگرنه حالتونو می گرفتم .... غیرت هم خوب چیزیه یه موقع هایی .... 



      حالا بعد از یه عالمه غر زدن .... رفتم اتوبوس سوار شدم دیدم به به!!! خانم ها رفتند قسمت اقایون نشستند ....  همون جا گفتم خوب بابا جان! قوطیش کنید بره دیگه   



     باحال ترین منظره ای که امروز دیدم .... غذا ریختن برای ماهی های اکواریوم بود .... ماهی ها به محض اینکه بوی غذا را متوجه می شوند عین این ماهی های از انگولا در رفته ، دنبال غذا شنا می کنند و تقریبا سرعت شناشون چهار برابر می شه .... گفتم که اگه می شد دنیای ادما هم همینطوری بود چی می شد ؟  (ارزوهای بزرگ یه تنبل)




نظرات (1)
علی
3 بهمن 1392 ساعت 12:57 ب.ظ
ادبیاتت جالبه...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد